السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
271
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
و آنان هنگام مشاهدهء تجارت يا سرگرمى به سوى آن شتافتند و تو را در حال ايستاده رها كردند . بگو : آنچه نزد خداست ، بهتر از سرگرمى و تجارت است و خداوند بهترين روزى دهندگان است . « 1 » هرچند اين آيات دربارهء نماز جمعه وارد شده است ولى از آنها استفاده مىشود كه نماز به طور مطلق بهتر از تجارت است ، پس مقدم داشتن نماز بر آن ، مستحب است . 382 - ( 1 ) در تفسير آيه : « مردانى كه هيچ تجارت و داد و ستدى آنان را از ياد خدا و . . . باز نمىدارد » ، حسين بن بشّار از شخصى روايت مىكند كه امام عليه السلام فرمود : « آنان تاجرانى هستند كه تجارت و داد و ستد آنان را از ياد خدا باز نمىدارد . هنگامى كه وقت نماز فرا رسيد ، حق خداوند را در آن مىپردازند . » 383 - ( 2 ) در كتاب فقه الرضا آمده است : « هنگام تجارت هرگاه وقت نماز فرا رسيد ، تجارت ، تو را از نماز باز ندارد ، زيرا خداوند گروهى را توصيف و ستايش نمود و فرمود : مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستد آنان را از ياد خدا باز نمىدارد . آنان تاجرانى بودند كه هنگام فرا رسيدن زمان نماز ، تجارت را رها مىكردند و به نماز مىايستادند . پاداش آنان بيش از كسانى است كه نماز مىخوانند و تجارت نمىكنند . » 384 - ( 3 ) در تفسير آيه : « مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستد آنان را از ياد خدا بازنمىدارد ، » در كتاب تنبيه الخواطر آمده است : « آنان آهنگر و چرم دوزانى بودند كه هرگاه يكى از آنان پتك آهنگرى را بالا مىبرد يا سوزن را در سوراخ چرم فرو مىكرد و صداى اذان را مىشنيد ، سوزن را بيرون نمىآورد و پتك را فرود نمىآورد بلكه آن را رها مىكرد و به نماز مىايستاد . » 385 - ( 4 ) قطب راوندى در كتاب لبّ اللباب روايت مىكند كه : « در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله زنى مقدارى كالا نزد آن حضرت آورد و گفت : بفرماييد ! اين حلال است و از دست رنجم است . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اگر كار نيمه تمامى هنگام اذان در اختيار داشته باشى ، آيا نمىگويى : اين كار تمام شود ، تا وضو بگيرم و نماز بخوانم ؟ آن زن گفت : آرى ! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : پس آنگونه كه مىگويى ، نيست . » 386 - ( 5 ) ابو بصير از امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مؤمن تنگدست بسيار نيازمندى از اهل صفه به نام سعد بود كه همهء نمازهايش را - بدون استثنا - همراه پيامبر صلى الله عليه و آله بجا مىآورد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با مشاهدهء تهيدستى و غريبى او ، دلش به حال وى مىسوخت و مىفرمود : اى سعد ! اگر چيزى به دستم رسيد ، تو را بىنياز خواهم كرد ! مدتى گذشت و چيزى به دست پيامبر صلى الله عليه و آله نرسيد . اين وضعيت بر اندوه وى نسبت به سعد افزود . خداوند سبحان با آگاهى از اندوه پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به سعد ، جبرئيل را با دو درهم بر پيامبر صلى الله عليه و آله فرستاد و به آن حضرت گفت : اى محمد ! همانا خداوند از اندوه تو براى سعد آگاه است . آيا دوست دارى او را بىنياز كنى ؟
--> ( 1 ) . جمعه 62 / 11 - 9